 | | | از جانب ديگرعاطفه و شاه پيری از نيامدن نسيم پريشان اند، که مبادا وضع کريم بد تر شده باشد . |
آدم خان نزد جانباز آمده در رابطه با سر سبزی تپه ها و دامنه کوه ها ابراز موافقت و همکاری کرد و لعلباز از اين تعهد او به اکبر اطمينان داد.سرور خان از آمادگی اهالی قريه به رحيم اطلاع داده از او خواست زمان برگزاری حشر را معين سازد. نسيم به عيادت کريم کلينک رفت و از گرفتن انتقام وی از مجيد ياد کرد، ولی کريم وی را در اين کار بی تجربه خواند و گفت خود از مجيد انتقام می گيرد. از جانب ديگرعاطفه و شاه پيری از نيامدن نسيم پريشان اند، که مبادا وضع کريم بد تر شده باشد . رابعه گل ضمن اينکه احوال کريم را از نسيم گرفت، توصيه کرد تا در صدد انتقام گيری نباشد، زيرا معضله بيشتر پيچيده خواهد شد. گل محمد نيز احوال کريم را به رابعه گل داد، اما رابعه گل با ترديد از وی خواست او را به کلينيک ببرد.  | | | آدم خان نزد جانباز آمده در رابطه با سر سبزی تپه ها و دامنه کوه ها ابراز موافقت و همکاری کرد . |
ناظر از سميع الله خواست گلخان را در محفل شاديانه ی نامزدی الله داد خبر کند. شکريه از گمان برد دختر بدون طويانه را شايد همان ملنگی پيدا کرده باشد که عقب دروازه آنان آمده بود. ناظر با چال و نيرنگ به خانه رحيمداد آمد و از ا ين که برايش طبق وعده دختری بدون طويانه را دريافته، مرغ بريان می خورد . |