 | | | رابعه گل به عيادت کريم آمده برايش توصيه کرد دست از انتقام مجيد بردارد. |
رابعه گل به عيادت کريم آمده برايش توصيه کرد دست از انتقام مجيد بردارد. کريم سوی ده پايان رفت تا از مجيد انتقام گيرد، ولی سمندر با عذ ر مانع شد. ناظر گيتار نواختن گلخان را به پيشواز نامزدی الله داد کافی ندانسته از رحيمداد خواست دهل زند. سيد محمد غرض تبريکی خانه ی رحيمداد آمده ، اما او از نامزدی اله دادابراز بی خبری کرده گفت ناظر از مسايل آگاه هست. رحيمداد با پريشانی از ناظر خواست نامزدی اله داد را معطل کند، زيرا او می خواهد به ذوق خود نامزد شود.ناظر با چالاکی می گويد با اله داد صحبت کرده وعکس او را به خانواده دختر نشان دادها ست. اکبر به زرمينه از اقدام مشترک اهالی تمام قريه مبنی بر اشتراک در اشر سرسبز ساختن تپه ها ودامنه های کوه گفت.  | | | عاطفه از سرسبز ی محيط زيست پرسيد و گلمکی از توافق و اقدام اهالی در رابطه مژده داد. |
عاطفه کنار چشمه از گلمکی در مورد پيشنهاد عابده مبنی بر سرسبز ی محيط زيست پرسيد و گلمکی از توافق اهالی هم مژده داد. غفار از ذوق وشوق اهالی قريه های مختلف در اشری که به خاطر سر سبز ی راه افتاده بود به عابده خبر داد. |