 | | | ثمرگل مژده آورد، که دختر مورد نظر الله داد را خواستگاری می کنند، اما آدرس درکار است. |
ثمرگل مژده آورد، که رحميداد دختر مورد نظر الله داد را خواستگاری می کند، اما بايد آدرس خانه دختر رادريافت. بعد فهميده شد که الله داد علاوه از صحبت نکردن با دختر، آدرس خانه اش را هم نمی داند ، لذا رحيمداد از خواستگاری منصرف شد. الله داد که خسته از کار باز گشته بود، نسيم پيشنهاد کردرضايت دختر مورد نظرش را حاصل کند. او هم به دوست دختر ش نامه نوشت. پلوشه پدرش را در زير درختی يافت که بی حال افتاده بود و وضع صحی اش خراب بود. مجيد برای آدم خان از تاجری توصيف کرد که با او کار می کند، ولی آدم خان در مورد کار و بار ناملعلوم او ابراز انديشه کرد.  | | | مجيد برای آدم خان از تاجری توصيف کرد،ولی آدم خان در موردکار وی ابراز انديشه کرد. |
ديدن مجيد ملبس با لباس های جديدو سوار موتر گران قيمت ، سميع الله رامتحير ساخت سميع الله به گلخان از مجيد گفت که در مدت کم پولدار شد، اما گلخان عاقبت چنين کارها را خوب ندانست. |