 | | | رحيمداد موضوع عاشق شدن الله داد پسرش را با بابااسلم درميان گذاشت. |
الله داد برای آنکه مقدار کم پول رابه پدرش می دهدمتاثراست. رحيمداد از وی خواست تا ازين بيشترکارنمايد. جانداد از رحيمداد خواست تا در قسمت نامزدی الله داد نظرخود او را بگيرد. رحيمداد موضوع عاشق شدن الله داد رابا بابااسلم درميان گذاشت. رحيمداد در جستجوی آدرس خانواديست که الله دادپسرش بالای دختر آنان عاشق شده است . زرمينه از پلوشه خواست تا غذا را سرخ و پياز را بريان نکند، ولی پلوشه از اصرار پدرش درين رابطه گفت . اکبر زرمينه را به خوردن غذا دعوت کرد، ولی وی عوض خوردن غذای سرخ شده نان وچای را خوبتر دانست .  | | | زرمينه عوض خوردن غذای سرخ شده نان وچای را خوبتر می داند. |
اکبر و سمندر باديدن مجيددريک موتر لوکس با شخص نانشناس ابراز تعجب کردند. سمندر به مجيدتوصيه کردتا فريب آن شخص رانخوردتا مبادا کار نجاری اش را نيز ازدست ندهد. |