 | | | عابده منحيث خانم سرسفيد از لعلباز خواست تا منبعد از لت و کوب خانمش دست بردارد. |
عابده با گلمکی در شورای انکشافی قريه مساله يی خشونت عليه غوتی را مطرح کرد، اعضای شورای انکشافی فيصله کردند با شوهر غوتی صحبت کنند. عابده منحيث خانم سرسفيد از لعلباز خواست تا منبعد از لت و کوب خانمش دست بردارد. غفار پريشان بود که لعلباز پول باقيماندهٌ اجارهٌ کرد های ترکاری او را نداده است. عابده اظهار داشت که پول از نزد خانم لعلباز مفقود شده است. فتح خان که بسيار عصبانی بود به شکريه گفت گلخان در بين اعضای جرگه او را غاصب زمين خوانده است. گلخان انگيزهٌ خوشی اش را فيصلهٌ جرگه خوادن که اهالی قريه به کمک همديگر سنگهای نشانی زمين سيدمحمد را دوباره به جايش انتقال داده اند.  | | | ماه جبين به ناظر درس می يداد، اما او تمسخر می کرد.الله داد ناظر را به درس تشويق کرد. |
ماه جبين به ناظر درس می يداد، اما تمسخر ناظر وی را عصبانی ساخت.الله داد ناظر را به خواندن و نوشتن تشويق کرد. ناظر به رحيمداد گفت که خواندن و نوشتن را ماه جبين به ا و ياد می دهد، .رحيمداد ترديد نشان داد که گمان نمی کند ناظر باسواد شود. |