 | | | ناظر، پس از دعوا با غفار باگريبان پاره خانه آمد، ماه جبين علت را بی سوادی ناظر خواند. |
رابعه گل لباسهای شاه پيری را مقابل کريم گذاشته هشدار داد که واضح می سازد، که چه کسی اين لباسها رابرای شاه پيری ساخته است و زود دريافت که سرورخان به شاه پيری لباس خريده بود که باعث عصبانی شد کريم شد. رابعه گل از شاه پيری آزرده بود ، شا ه پيری اظهار داشت که او تصورنمی کرد ساختن لباسهايش درخانه اينقدرغوغا برپا کند . ناظر از دکان غفارسودا راقرض می گرفت، که ماه جبين از او تقاضاکرد تا اندازه قرض را معلوم کند. ناظر، غفار را متهم کرد که پول را دريادداشت خود زياد نوشته است، او باگريبان پاره خانه آمد، ماه جبين علت را بی سوادی ناظر خواند. گلخان با پريشانی به سميع الله گفت نمی داند سيد محمد او را به سبب چه گناهی لت کرد. فتح خان از اين بابت سخت عصبانی بود، هوای انتقام گيری دارد.  | | | خريد لباس توسط سرورخان برای شاه پيری باعث خشم کريم گرديد. |
فتح خان مجبورشد انتقام گلخان را از گل محمد پسر سيد محمد گيرد، به همين سبب به اتفاق سميع الله سر راه کمين گرفت . گل محمد ازاثر لت و کوب بيهوش شد، بابه هوش آمدن کمک خواست، سيد محمد به پريگل از زخمی شدن گل محمد گفت که جهت علاج به کلينک برده شده. |