 | | | جانداد به الله داد گفت باوجود يکه مالکان دکان و سرای هاپول صفايی شان را تحويل کرده اند، اما دراننقال کثافات غفلت صورت می گيرد. |
کريم بh شيطنت ملک آدم خان را تحريک تا زمين شمشيرخان را از اجاره جانباز به خود گيرد، زيرا دراين معامله مفاد می کند . آدم خان لعلباز را از کار بالای زمين منع کرده، حق اوليت را از آن خود دانست . غوتی به لعلباز اطمينان داد که آنها درقسمت اجاره گفتن زمين شمشيرخان قبلا بااو به توافق رسيده اند وهيچ کس درآن مداخله کرده نمی تواند. جانباز اطلاع يافت و هشدار داد که به آدم خان بفهماند دررابطه با کشت زمين برای آنان مزاحمت نکند، اما غوتی وی را به خونسردی فراخواند. شا ه پيری تکه را به خيا ط برد، و به فاطمه گفت برای دوخت خوب حاضر است اجرت خوب بپردازد. جانداد به الله داد گفت باوجود يکه مالکان دکان و سرای هاپول صفايی شان را تحويل کردهاند، اما دراننقال کثافات غفلت صورت می گيرد.  | | | شا ه پيری تکه را به خيا ط برد، و به فاطمه گفت برای دوخت خوب حاضر است اجرت خوب بپردازد. |
سيد محمد درمقابل نسيم شاروالی را ملامت کردکه درقسمت پاکی وصفايی شهر توجه نمی کند . گل محمد به سيد محمد گفت که ساکنين بازار ولسوالی با براه انداختن حشرکثافات را جمع کردند اما توان انتقال آنرا از شهر نداردند.
|