 | | | شمشير خان مقدار حاصل را زيادگفته، جانباز نمی تواند با اجاره گرفتن زمين آن را پوره کنند. |
شمشير خان مقدار حاصل را به جانباز زيادگفته، آانها نمی توانند با اجاره گرفتن زمين حاصل را پوره کنند. الله داد علت جنجال جانداد را با يکی از شاگردان دکان همجوار تمی پرسد، ثمر گل پسر را متهم به انداختن کثافات در مقابل دکانش می داند. نسيم به الله داد از تصميم گل محمد مبنی بر جمع کردن د کانداران به منظور پاک کاری بازار ولسوالی گفت. ناظر که مرکبی را چوب بار کرده بو با بابه اسلم مقابل شدخه از عملی کردن يک تصميمش به او ياد کرد. ماه جبين با نا راحتی علت انبار کردن چوب را در کنج حويلی از ناظر پر سيد . وی ماه جبين را به حوصله مندی فراخواند.  | | | ثمر گل ، شاگردان دکان همجوار را متهم به انداختن کثافات در مقابل دکانش می داند. |
ناظر از حميده چند تا ديگ سياه خواست. حميده گمان بردسرور خان خيرات کرده باشد، لذا چندين ديگ بزرگ آورده به ماه جبين داد. ماه جبين با تعجب از حميده در مورد پرسيد، حميده اظهار بی کرده از ناظر ياد کرد که بنا به خواست وی اين ديگ ها را آورده است. |