 | | | لعلباز گروهای ترکاری غفار را به اجاره گرفت، ولی غوټی پريشان بود، مبادا غفار تاوان کند . |
سيد محمد نزد سرور خان رفت تا گلالی را از ايجاد مرکز مشوره دهی برای زنان منع کند، اما وی از اين کار گلالی را خبر کرده اطمينان داد کاری نکند تا مشکلی ايجاد شود. از روزيکه فتح خان شکريه را لت وکوب کرد، سميع الله از وی آزرداست . عابده به گلالی گفت شکريه به مرکز مشوره دهی آمده است . رحيم از نسيم خواست تا الله داد را آمدن هيئت قرضه دهی به قريه خبر دهد، رحيم ضمانت وی را کرده با اصرار ازش خواست تا در ادای قرض غفلت نکند . از سوی ديگر لعلباز گروهای ترکاری غفار را به اجاره گرفت، ولی غوټی پريشان بود، مبادا غفار تاوان کند . گل مکی غفار را انتقاد کرد که چرا تمام پول اجاره را از لعلباز نگرفت. سمندر حيران بود که به چه دليل بادنجان رومی کردهای غفار زود رسيده است .  | | | از روزيکه فتح خان شکريه را لت وکوب کرد، سميع الله از وی آزرداست . |
از سوی دگر لعلباز از خريدنهال های رومی راعتی توسط غفار ياد کرد . زمان تعيين پرداخت پول اجاره زمين به اتمام رسيد و لعلباز به غفار پول نداد. |