 | | | لعلباز از غوتی پول پس اندازش را طلب کرد، زيرا می خواهدکشت ترکاری غفار را به اجاره گيرد. |
شکريه نمی دانست که چرا زنان قريه در خانه ی عابده گرد آمده اند، لذا به شکيبا گفت آيا گلالی برای زنان، مرکز مشوره دهی باز کرده تا در برابر خشونت کمک شان کند. سيد محمد از کار گلالی بسيار بريشان شده به پريگل گفت با ايجاد اين مرکز در خانواده ها مخالفت به وجود می آيد. الله داد به دکان نرفت، زيرا مالک دکان خواهان کرايه ی پيشکی بود.ثمرگل علت تأثر الله داد را پرسيد. وی همه را مشکل مسدود شدن دکان از جانب مالک دکان خو اند. غفار به مشوره گل مکی ضرورت داشت، گل مکی متعجب شده که غفار چگونه مشوره نياز دارد؟.  | | | سيد محمد ايجاد مرکز مشوره دهی گلالی را باعث با ايجاد مخالفت خانواده ها خواند. |
لعلباز از غوتی پول پس اندازش را طلب کرد، زيرا تصميم داشت کشت ترکاری غفار را به اجاره گيرد. عابده به گل مکی گفت اجاره گرفتن کشت ترکاری به نفع غفار است. لعلباز به غفار گفت که پول کافی ندارد، اما می خواهدکشت ترکاری را اجاره گيرد. |