 | | | جانداد به رحيمداد گفت که اگر الله داد کرايه پيشکی را نپردازد دکان را از وی می گيرد. |
اکبر به سمندر گفت که برای حل مشکلات شان وکلا را انتخاب کردند، اما هيچ توجهی نکرده اند، آنها بابايد نماينده يی خود را به ولسی جرگه بفرستند. اهالی جمع شدند تا نمايندۀ شان را تعيين کنند، اما مجيد ابراز آمادگی کرد که با وکيل منتخب صحبت کند. زرمينه به مشکلات زنان اشاره کرد که سهولت طبی ندارند و با خشونت روبرو اند. او از ملالی گله کرد، که برای زنان ده بالاسهولت های طبی وجود ندارد. از سوی ديگر زرمينه ، اکبر را مطلع ساخت که فتح خان شکريه را به اثر يک اشتباه کوچک لت و کوب کرده است. از جانب ديگر الله داد، به ملک آدم خان گفت که به خاطر کرايه پيشکی دکان از چندين نفر قرض خواست است.  | | | گلخان از جبر فتح خان بر شکريه آنهم با يک اشتباه کوچک از لت و کوب وی متاثر شد. |
جانداد به رحيمداد گفت که اگر الله داد کرايه پيشکی را نپردازد دکان را از وی می گيرد. الله داد مجبورشد دکان را رها کند، اما گل محمد از مرجعی ياد کرد که قرضه می دهد. |