 | | | گلالۍ به سروراطلاع داد که ناظر و ماه جبين به طور پنهانی کوچيده اند. سرور به جستجو برآمد. |
جانباز ، ملک آدم خان را متهم به مانع حل معضله بين قريه های سربند و ده پايان کرد، ولی غوتی از جانباز و لعلباز خواست، اين مسله را صلح آميزحل کنند. قمبر گل برای اخذ گوسفندان گروگانی اش کمين گرفته بود، اما زرمينه که پريشان شده از اکبر خواست تا به جستجو او بپردازد. برای شخم زدن زمين خارۀ غفار، گلمکی پيشنهاد قلبه کرد، اما بابا اسلم گفت اگر برای کشت ترکاری تخم خوب نخرد، زحماتش به هدر خواهد رفت. گلالۍ به سروراطلاع داد که ناظر و ماه جبين به طور پنهانی کوچيده اند. سروردر جستجوی ناظر بود. نسيم از رفتن ناظر برای هميشه به سرور خبر داد. گلالی اظهار داشت که ناظر در شهر با مشکلات روبرو خواهد شد.  | | | جانباز ، ملک آدم خان را متهم به مانع حل معضله بين قريه های سربند و ده پايان کرد. |
سرورخان تصميم گرفت تا ناظر جديد استخدام کند، به همين منظور از رحيمداد خواست تا شخص مناسبی را پيدا کند تا وظيفه ی ناظر را پيش ببرد. |