 | | | جانداد کرايه شش ماهه را بالای مالک دکان قبولاند،امااله داد توان پرداخت آن را هم نداشت. |
عابده در حال بازديد از کردهای ترکاری گلمکی، گفت هرگاه آن را خيشاوه نکند، زحماتش هدر خواهد رفت. غفار فراموش کرد برای خيشاوه ی نهال ها رمبه بياورد، گلمکی در انديشه بود، که اگر خيشاوه به وقت صورت نگيرد حاصل خوب گرفته نمی تواند. فتح خان به سيد محمد از شوربای خانه اش تعريف کرد، اما وقتی سيد محمداز آن چشيد سخن فتح خان درست نبود. سميع الله که شوربا را چشيد متوجه بی نمکی آن شد، در اين اثنا فتح خان باعصبانيت به آشپز خانه رفت. شکريه به زرمينه گفت که فتح خان شديداً او را لت و کوب کرده، شکيبا موهای سر مادرش را به او نشان داد که توسط فتح خان کنده شده بود.  | | | عابده در حال بازديد از کردهای ترکاری گلمکی، گفت هرگاه آن را خيشاوه نکند، زحماتش هدر خواهد رفت. |
مالک دکان از الله داد کرايه يکساله را طلب کرد، الله داد به جانداد شکايت مالک دکان ابتدا ازکرايه ی پيشکی نگفته بود، جانداد که با او آشنايی داشت وعده کرد با او حرف بزند. جانداد کرايه شش ماهه را بالای مالک دکان قبولاند، ولی اله داد توان پرداخت آن را هم نداشت، لذا از پدرش درخواست قرضه کرد و خودش سوی سربند رفت. |