 | | | شکريه به گلالی از ماجرای ظلم و تشدد شوهرش و از تاثيبر آن بالای شکيبا حکايه کرد، |
خانه نو، زندگی نو: داکتر عامل مريضی شکيبارا خشونت خانوادگی عنوان کرده از شکريه خواست تا شوهر ش را برای مشوره به کلينيک بفرستد.شکريه نتوانست پيام داکتر را به فتح خان برساند، لذا گلخان تعهد به اجرای ا اين کار کرد. او از فتح خان خواست از خشونت دستبردارد. داکتر به گلالی گفت که از اثر خشونت های خانوادگی دخترجوانی دچار حمله عصبی شده ب ود، اين مساله گلالی را به اتخاذتصميم تازۀ واداشت.. شکريه هم به گلالی از ماجرای ظلم و تشدد شوهرش حکايه کرد، گلالی که شديداً متاثر بود به داکتر گفت بايد برای جلوگيری اين مسايل فکر تازه کنند.  | | | گلمکی که نمی دانست چرا يک سوی بته های رومی سفيد مانده از عابده معلومات خواست. |
از سوی ديگر گلمکی نمی داند چرا يکطرف بته های رومی سفيد مانده بدين منظور از عابده معلومات خواست. پس از اخذ معلومات، گلمکی به غفار گفت حاصلات ترکاری را به طور عمده به فروشبرساند. |