 | | | ناظر را ماه جبين مژده داد که آنها عنقريب شاهد زندگی مرفع در قصری خواهند بود. |
الله داد به خاطر بدست آوردن قرضه از يک موسسه خوشحال بود، ولی رحيمداد تشويش داشت آيا اوخواهد توانست در جريان کار اين پول را بدست آورد؟ رحيم اميد برد کار ورکشاپ الله داد به خوبی پيشبرود.الله داد از رحيم برای ضمانت پول قرضه تشکر کرد. قسمتی از ديوار فابريکهٌ نيم کارهٌ شمشيرخان بنابر تجمع آب غلتيد ، جانباز و آدم خان وارخطا شدند. جانباز به غوتی گفت آب را سوی دگر رد کند، او شمشيرخان را تشويق کرد تا زمين های اطراف فابريکه اش را آباد کند. ناظربه ماه جبين مژده داد که آنها عنقريب شاهد زندگی مرفع در قصری خواهند بود.  | | | الله داد به خاطر بدست آوردن قرضه از يک موسسه خوشحال است. |
بابااسلم زندگی در قصر را از توان ناظر به دور خواند و افزود بهتر خواهد بود، اگر اتاق خودش را رنگ و ترميم کند. ناظر به کريم گفت جهت به دست آوردن خزانه می رود.کريم تصميم گرفت او را دنبال کند. |