 | | | لعلباز به غو تی پو ل داد تا برايش پس انداز کند، اما پول ازنزد وی مفقود شد |
لعلباز به غو تی پو ل داد تا برايش پس انداز کند، همچنان با غفار وعده کردپول قرض ترکاری ها را تهيه کرده ،اما ازنزد غوتی مفقود شده و غفار او را شديدا لت و کوب کر د. غوتی مجبو ر شد جهت معالجه کلينک برود که با عابده مواجه شد. عا بده از موضوع خشونت عليه زنان در شورای انکشافی قريه به او گفت . بابا اسلم ازسيد محمد خواست ازطريق جرگه منازعه زمين را حل کند، اما گلخان گفت سنگ های نشانی زمين را فتح خان بيجا کرده و اکنون پشيمان است. بابه اسم از ملا دعوت کرد تا در جرگه ده پايان و ده بالا شرکت کند. در جرگه گلخان از بی جا کردن سنگ های نشانی شده زمين سيد محمد معذرت خواهی کرد. ماه جبين به ناظر وعده داد هرگاه علاقمند آموزش باشد، کمک می کند. ناظر کاغذ های باطله را جمع آوری کرده بود.  | | | بابه اسم از ملا دعوت کرد تا در جرگه ده پايان و ده بالا شرکت کند. |
نسيم از اش خواست آن را دور بی اندازد، او وعده کرد تا در آينده نزديک برای ناظر کتاب تهيه کند ناظر از اين وعده خيلی خوشحال می نمود، زيرا کتاب سودا آموزی را بدست آورده می توانست. |