 | | | ماه جبين پس از ديدن نرخ هابی سوادی را عامل معضله ميان غفار و ناظردانست. |
غفار از نسيم خواست قيمت ليست خريداری ناظر که از دکان او گرفته درکاغذ نوشته به ناظر ببرد.وقتی ماه جبين کاغذ را خواند، متوجه صحه بودن تمام قيمت ها شده بی سوادی را عامل معضله ميان غفار و ناظردانست. ناظر قصد شامل شدن مکتب را داشت، رحيم از آمو ختن سواد در کورس سواد آمو زی برايش پيشنهاد کرد. گل محمد به سيد محمد گفت افراد فتح خان، وی تا اندازه ی لت وکوب کردندکه از هوش رفته بود. سمندر از بابا اسلم خواست تااز پيشرفت منازعه بين فتح خان وسيد محمد جلوگيری کند. گلخان هشدار داد که موضوع بيجا شدن سنگهای نشانی زمين سيدمحمد راتوسط فتح خان درجرگه ياد خواهد کرد. گل محمد از فتح خان انتقام می گرفت، اما پريگل مانع شد، سيد محمد هم به قصد انتقام خانه فتح خان می رفتت که بابا اسلم وسمندر جلواو را گرفتند.  | | | قمبرگل به منظور دريافت کار وکورسهای حرفوی به را ديو گوش داده است. |
شکريه به فتح خان اطلاع داد که گلخان از موضوع بی جا کر دن سنگ های نشانی زمين سيد محمد توسط او آگاه شده است. قمبرگل به منظور دريافت کار وکورسهای حرفوی به را ديو گوش داده بود، که زرمينه از پريشانی اش نسبت به بيکاری ثمرگل به او گفت. قمبرگل با فاطمه خدا حافظی کرده برای آموختن کسب به ولايت می رود. |