 | | | شکيبا نمی خواهد عروسی وی بامرد کهنسال صورت گيرد. |
نسيم از اعضای تيم واليبال خواست تاغرض آگاهی عامه درمورد مرض ايدز درامۀ را ترتيب و به نمايش قرار دهند. گلخان درين مورد ازنظرنسيم ستايش کرد. نسيم خواست از داکترکلينک و ثمرگل از جانداد درمورد مرض ايدز و وايرس ايچ . ای. وی معلومات جمع آوری نمايد. سميع اله هوشدار دادکه اگر پدرش شکيبار خواهرش را دربدل پول به شخص مسن عروسی نمايد، آن هردو خانه را رها خواهندنمود.  | | | نسيم از اعضای تيم واليبال خواست تاغرض آگاهی عامه درمورد ايدز درامۀ راترتيب نمايند. |
فتح خان به هوشدارسميع الله اهميت قايل نشد. شکريه از فرار سميع اله و شکيبا و گذاشتن نامه به وی خبرداد. ناظر می خواست پشم های بزغاله را به کمک رحيمداد قيچی نمايد که درين اثنابزغاله پابه فرارنهاد، اما غفار توانست آنرادوباره گرفتاروبه ناظرتسليم نمايد. |