 | | | رحيمداد حين باز کردن نامه، متوجه نوت پنجصد افغانيگی دربين پاکت شد. |
ماه جبين به علت رشخندی ناظر در برابرش سخت برآشفته شد، زيرا به جای آهو ، زاغی رابرايش شکار آورده بود. گلالی باديدن ناظر درکنار ديوار و باد کردن خاک بر سرش، حيران شد. او به ماه جبين واضح کرد که ناظر قصد تحقير نه، بلکه بهانه ی آشتی می خواست. ناظر که با يک پا ايستاده بود، گفت تازمانی همانطور می ماند که ماه جبين بامحبت به سويش نخندد . گلخان به رحيم پيشنهاد کرد تيم جوانان رضا کاری آماده سازد تادر مورد بيماری ايدز به مردم آگاهی دهند.  | | | گلالی باديدن ناظر درکنار باد کردن خاک بر سرش، حيران شد. |
ثمرگل از نسيم خواست تا پيغامی به رحيمدادبرساند، نسيم به رحيمداد مژده دادکه خط الله داد رسيده و بايد آنرا ازثمرگل تسليم شود. رحيمداد حين باز کردن نامه، متوجه نوت پنجصد افغانيگی دربين پاکت شد. |