 | | | گلالی ناظر را ملامت کرد که در نخستين روز های عروسی اش ماه جبين را آزرده ساخته است. |
گلالی ناظر را ملامت کرد که در نخستين روز های عروسی اش ماه جبين را آزرده ساخته است. ناظر دنبال ماه جبين بود، اما اثری از وی نيافت. ماه جبين که با حميده کنار چشمه رفته بود، خيلی متاُثر معلوم می نمود، دختران علت را پرسيدند. گلالی از جستجوی ناظر و رفتنش به ولايت به ماه جبين گفت. ناظر از فرط تنگدستی از گل محمد پول قرض کرد و ماه جبين به سرور گفت ممکن ناظر به خانۀ پدری وی رفته باشد. کريم رد خنجر را با محمولۀ مواد مخدر از مقابل پوستۀ امنيتی تحسين کرد. خنجر چند بندل نوت افغانی را به او داد.  | | | گل مکی به عبدل گفت اگر از مهاجرت کوچ نياورند برف و باران باز هم خانۀ شان را ويران می کند. |
گل مکی به عبدل گفت که هرگاه از مهاجرت کوچ نياورند برف و باران زمستان باز هم خانۀ وی را ويران خواهد کرد. عبدل دروازۀ خانۀ جانداد را تک، تک کرده سراغ زلمی را گرفت، ولی جانداد گفت زلمی شب خانه می آيد. |