 | | | عروس ناظر را به خانه آوردند، زنان دايره زدند و به ما جبين رونمايی دادند. |
کريم در عروسی ناظر هوايی فير کرد، نزديک بود مرمی آن به جان غفار اصابت کند. سرور کريم را انتقاد کرد که چنين کار خوشی را به غم مبدل ساخته می تواند. عروس ناظر را به خانه آوردند، زنان دايره زدند و به ما جبين رونمايی دادند. جوانان قريه با دهل و سرنا اتن و شادمانی کردند . ماه جبين بعد از عروسی بسيار خوش بود، ناظر با تملق برای او انار دانه می کرد. شير دهن نل شکسته بود ، سمندر از ضايع شدن آب به اکبر گفت، چون او ريس شورای انکشافی قريه است. عابده کچالوی پخته را نرم کرده به دهن صديقه طفل سه ماهه داد. شفيقه مشوش بود که مبادا اين خوراک طفلش را معده درد سازد.  | | | وقتی زلمی به خانه آمده نا آرامی دخترش را ديد به شفيقه گفت که آمادگی رفتن به کلينک را گيرد. |
صديقه گريه می کرد و شير شفيقه را نمی خورد، فاطمه پيشنهاد رفتن نزد داکتر را به شفيقه کرد. وقتی زلمی به خانه آمده نا آرامی دخترش را ديد به شفيقه گفت که آمادگی رفتن به کلينک را گيرد. |