 | | | رابعه گل وعاطفه تصميم گرفتند شاه پيری را به خانۀ بازگردانند،از همين رو برای صحبت رفتند. |
رابعه گل وعاطفه تصميم گرفتند تا شاه پيری را به خانۀ بازگردانند،ت از همين رو رفتند تا با او ديده صحبت کنند. عاطفه ازآوردن شاه پيری به خانۀ اطمينان داد و از کريم خواست تا با شاپيری از خشونت کار نگيرد. عاطفه به شاه پيری تاکيد کرد، اگر قضيه باز تکرار شد با او اطلاع دهد. شفيقه بدون تشنگی آب می نوشيد، زيرا داکتر به او توصيه کرده بود، گرفتن مايعات باعث ازدياد شير مادر می شود. زلمی به شفيقه از قول داکتر توصيه کرد تا از مايعاتی چون: شوربا، آب ميوه، شيروماست استفاده کند.  | | | زلمی به شفيقه توصيه کرد از مايعاتی چون: شوربا، آب ميوه، شير و ماست بگيرد. |
آدم خان با عصبانيت بته های خشک شده کوکناررا درزمين خود آتش زده به جانباز گفت که کوکناربتۀ بد است و باعث متضرر شدن او شده است. |