 | | | ناظر بزغاله يی قبمرگل را دزديده با سرمه و شانه او می آرايد تا مانند آهو بنمايد. |
گلخان از اعضای تيم واليبال جوانان خواست تا به خاطر آگهی مردم از مرض ايدز، کمپاين کنند. زرمينه از تشويش پلوشه به شکريه گفت که از بابت خونی که می گيرد، مبادا آلوده به ايدز با شد. گل محمد به نسيم وثمرگل پيشنهاد کر د، قبل ازکمپاين بايد درمورد مرض ايدز معلومات حاصل کنند. فتح خان از نامزدی شکيبا به يکی از دوستان سرمايه دارش به شکريه گفت، اما سميع الله قبل از همه شناخت شخص مذکو ر را مهم دانست. فتح خان ازشکريه خواست تا برای خواستگاران شکيبا غذای لذيز بپذد و سميع الله به مادرش هشدار داد قبل ازمعلومات به آنها جواب مثبت ندهند.  | | | سميع الله به مادرش هشدار داد تا قبل ازمعلومات به خواستگاران شکيبا جواب مثبت ندهند. |
ناظر بزغاله يی از ميان رمۀ قبمرگل دزديده دربدل گوسفند چاری خود را برايش داد. ناظر از دکان غفار سرمه و شانه هم خريد تابزغاله را مانند آهو بسازد. |