 | | | گلالی ، شاپيری ورحيم را از زخمی شدن کريم خبر کرد. |
داکترعلت ضعيفی بيشتر شفيقه را دردوران اميدواری اش ، کم خوراکی خواند. وی از کسالت ونداشتن حوصلۀ غذا پختن هم گفت . زلمی از گل سرشوی خوردن شفيقه هم به داکتر سخن گفت . داکتر خوردن حبوبات ، ترکاری و لبنيات را به شفيقه توصيه کرد. فاطمه از شفيقه خواست که به جای خوردن گل سرشوی،غذاهای مقوی صرف کند و عابده که به خاطر کسالت شفيقه پريشان بود به عيادتش آمد . ثمرگل به رحيمداد مژده داد که پس از مدت طولانی ، تيلفون الله داد آمد و از رحيمداد خواسته تيلفونخانه رفته منتظر تماس باشد. گلالی ، شاپيری ورحيم را از زخمی شدن کريم خبر کرد و ثمرگل باوارخطايی به جانداد و غفار گفت که رحيمداد درتيلفونخانه بی هوش افتاده است .  | | | گل محمد خواست برای جغل گندم، ماشين تريشر بيارد، اما سيدمحمد از کرايۀ آن گفت. |
وقتی رحيمداد به هوش آمد ، گفت که باشنيدن صدای الله داد درتيلفون ، تحمل نياورده از هوش رفت. گل محمد تصميم داشت که برای جغل گندم، ماشين تريشر بيارد، اما سيدمحمد از جهت پول کرايۀ آن پريشان بود. |