 | | | سروردررابطه با سفر قاچاقی رحيمداد به خارج ومقابل شدن بادزدان به گلالی گفت . |
سروردررابطه با سفر قاچاقی رحيمداد به خارج ومقابل شدن بادزدان به گلالی گفت که اکنون دوباره به قريه برگشته است . کريم به خاطر اغوا شدن رحيمداد ، سهميه اش را از فيروزخان مطالبه کرد، مگر وی انکار کرد که با چاقو تهديد شد. ثمرگل باوارخطايی از زخمی شدن کريم با چاقو، نسيم وگل محمد را خبر کرد و نسيم از او محل واقعه را پرسيد. حين رسيدن نسيم وگل محمد به محل واقعه ، کريم موجود نبود. نسيم از هوش رفت و ناظر بالای مرکب برای رحيمداد مواد خوراکی برد. فاطمه ، شفيقه درحال خوردن گل سرشوی ديد. شفيقه ازاين رهگذرخجالت کشيد. حميده متوجه ضعف وی شده از او خواست درفکرعلاج خود شود .  | | | حميده متوجه ضعف وی شده ازشفيقه خواست درفکرعلاج خود شود . |
ملک آدم خان با لعلباز درارتباط با تاوان از بين رفتن خيشاوۀ کوکنارش توسط جانباز دعوا می کرد . ناگه سمندر رسيده خواست ميانجيگری کند. لعلباز از غوتی خواست که يک مقدار پول از بکس بکشد تا درمقابل تاوان فصل کوکنار ملک آدم خان به او تسليم کند. |