 | | | آمر پروژۀ باغ سرکاری افتتاح باغ را با محفلی تجليل می کند و گلخان از آن استقبال کرد. |
اکبر که دراثر تاريکی درروی حويلی افتاد ودستش مجروح شد، مورد انتقاد زرمينه ، اکبر قرار گرفت که بايد از طرف شب ، باخود چراغ دستی حمل می کرد. گلخان متوجه شد، تمام گلهايی تربيه کرده لعلباز به زمين چسپيده و باعث زيبايی باغ سرکاری شده است. آمر پروژۀ باغ سرکاری از تمام شدن کاربازسازی باغ گفته پيشنهاد کرد که افتتاح باغ را طی يک محفل تجليل کند و گلخان از اين کار استقبال کرد. گلخان به شکيبا مژده داد که عنقريب ، باغ سرکاری افتتاح خواهد شد . شکيبا از او خواهش کرد که اوراهم برای تفريح آنجا ببرد. عابده برای خبرگيرايی از شفيقه خانۀ آمد، زيرا شفيقه اميدوار بود وعابده انديشه داشت که به کدام بيماری مبتلا نشده باشد.  | | | زلمی ، شفيقه را ازخوردن دوايی خود سر منع کرد، زيرا در زمان اميدواری خطرناک است. |
شفيقه سرفه می کرد . غفار از دکان برايش دوا آورد. زلمی ، شفيقه را ازخوردن دوای خود سر منع کرد، زيرا در زمان اميدواری خطرناک است. داکتر ، زلمی را مورد تشويق قرارداد و ضمن منع فاطمه از خوردن دوای خود سرانه، توصيه کردکه دردوران اميدواری ، اقلاً چار بار به کلينيک مراجعه کند . |