 | | | ناظربا تأثر به نسيم گفت که نامزدش درخط ، او را بی پروا وبی وفا خوانده است . |
فاطمه برای رفتن به مرکز، آمادگی داشت، زيرا داکتر مرکزکنترول ايدز، به جانداد توصيه کرد ماهانه با مراجعه تحت نظر داکتر باشند. شفيقه به زلمی از رفتن فاطمه و جانداد برای معاينۀ مريضی شان به مرکز خبرداد و تا زمان بازگشت شان، پسرشان اميد را نزد آنها گذاشته اند. زلمی از ابتلای برادرو خانم برادرش به ايدزابرازتأثر کرد، ولی شفيقه از دسترسی شان به شفاخانه، دوا ودرمان حرف زد. سرورخان، نامۀ مفقود شده نامزد ناظر را دريافته به حميده سپرد، حميده به ناظر مژده داد، ناظر بابی صبری منتظر خواندن نامه ماند. ناظربا تأثر از خط ننامزدش که او را شخص بی پروا وبی وفا خوانده ضمناً ازنبود آدرس درعقب پاکت و آوردن نامه توسط راننده به نسيم گفت.  | | | زلمی از ابتلای برادر و خانمش به ايدز متأثر شد، ولی شفيقه از دسترسی شان دوا ودرمان حرف زد. |
جانباز با انديشه گفت که موفق به خيشاوۀ فصل کوکنار آدم خان نگرديد و ممکن در آينده معضلۀ بزرگی ميان او وآدم خان ايجاد شود. لعلبازاو را انتقاد کرد که به مشوره های اووغتی توجهی نکرد. آدم خان به همراهی گل محمد ازکنار فصل کوکنار خود ، گذشت وبا ناراحتی تهديد کرد که انتقام خرابی فصلش را ازجانباز خواهد گرفت . |