 | | | فاطمه، شفيقه را نزد گلالی برد. وی پيشنهاد کرد تا به کلينيک نزد داکتر مراجعه کند. |
گلالی به زرمينه از وفات زنی اميدوار بنا بر بی پروايی خانواده اش ، درکلينيک گفت و تا کيد کرد تا خانم ها هنگام اميدواری بايد تحت مراقبت داکتر باشند. قسمت اول: فاطمه به خواست جانداد، شفيقه را نزد گلالی برد. وی پيشنهاد کرد به کلينيک نزد داکتر برود تا درصورت لزوم ، واکسين هم برايش تطبيق شود. شمشير خان به جانباز گفت آدم خان حاضر است زمين اورا به قيمت مناسب خريده به اختر محمد واگذار کند، ولی جانباز باقاطعيت رد کرد. قسمت دوم: آدم خان به سيدمحمد گفت که اخترمحمد می خواهد زمين خود او راکه بارها بهتر از زمين اختر محمد است به دست بياورد.  | | | آدم خان به سيدمحمد گفت که اخترمحمد می خواهد زمين خود او به دست بياورد. |
گلخان به لعلباز خبر داد که آمر پروژ به دليل نرسيدن گل های مرسل وعده شدۀ او ، مجبورشد، جهت خريد گل به شخص ديگری مراجعه کند. قسمت سوم: آمر پروژۀ باغ سرکاری به لعلباز گفت که او بعد از مشاهدۀ گل های لعلباز و شخص داوطلب ديگر ، تصميم خواهد گرفت که از کدام آنها را خريداری کند. |