 | | | غفار ازناظر پرسيد تصميم خريد چه از دکان او دارد؟ ناظر از زهر نام برد. |
ثمرگل برای اريکين تيل نياورده بود، حسرت برد کاش مانند ده بالا برق می داشتند. زرمينه، اکبر را تشويق کرد با کوشش اهالی برق قريه را بياورند. اکبر موضوع برق برای ده پايان را با سمندر در ميان گذاشت، ولی او از موجوديت شورای انکشافی ده بالا و نقش آن درآوردن برق گفت. زرمينه بازهم به اکبرگفت که اول به خاطر ايجاد شورای انکشافی در ده پايان تلاش کرده بعداً ازطريق آن به ايجاد زمينۀ برق درقريه اقدام کنند. گلخان موجوديت شورای انکشافی قريه را در امر بازسازی خيلی مؤثر پنداشته برای ايجاد آن از خود آمادگی نشان داد. باغ سرکاری پس از بازسازی، افتتاح شد و آمرپروژه به اهالی گفت هرگاه باغ را به درستی محافظت نکنند، دوباره به ويرانه مبدل خواهد شد.
 | | | آمرپروژه گفت هرگاه باغ مذکوربه درستی محافظت نشود، دوباره ويرانه می شود. |
ثمرگل به نسيم گفت که با افتتاح باغ سرکاری موقع آن مساعد شد که بار ديگرتمرين ها و بازی واليبال خود را از سرگيرند. غفار ازناظر پرسيد تصميم خريد چه از دکان او دارد؟ ناظر با ناراحتی وتأثر از زهر نام برد. ناظر اميل گل را به گردن خود انداخته بود که باعث تعجب و کنجکاوی بابه اسلم شد. |