 | | | قدير پس از پرسيدن مراحل معاينه عقامت از گلدسته به شفاخانه رفت تا معاينه شود. |
قسمت اول : مختار در سرک لباس اش را از تن کشيده، قصد فروش آن را داشت، دلاور خشمگين شده لباس وی را پاره نمود. نوروز از نيافتن کار، نداشتن پول و شب باشی در هراس بود ، جمال تصميم گرفت که برای تصاحب پول مزدورکاری شان نزد پوليس شکايت کند. قسمت دوم : قدير پس از پرسيدن مراحل معاينه عقامت از گلدسته به شفاخانه رفت تا معاينه شود، نجيبه از اين تصميم وی استقبال کرده او را نزد متخصص برد. مرحله اول معاينات قدير انجام يافت، گلدسته بی صبرانه منتظر نتيجه معاينه بود، اما هنوز نتيجه نرسيده بود . قسمت سوم:  | | | جمال تصميم گرفت که برای تصاحب پول مزدورکاری شان نزد پوليس شکايت کند |
چادر های گلدوزی شده سکينه به فروش نرسيد، گلدسته چند نمونه از چادررا گرفت تا قدير در فروش آن به سکينه کمک کند. هارون از کمبود کتاب و نبود درس در مکتب به مادرش شکايت کرد و اذعان داشت که وی با همصنفی هايش عوض درس در مکتب ساعت تيری می کند. |