از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
 | | | سکينه برای رونق کسب و کارش از بازار تکه چادر خريداری کرد. |
قدير به علت خوردن بيش از حد دوا، تعادلش را از دست داد، بی بی و گلدسته قصد بردن وی را به شفاخانه کردند. مختارو عباس پس از انتظار زياد موفق به دريافت زبير شدند، هر دو پس از نشه ساختن زبير با چرس، چاپ شصتش را در سند جعلی گرفتند. رحمان از ترس شکايت جمال به پوليس، از نجيبه خواست تا به قضيه رسيدگی کند، ولی وی مسلکش را قضاوت نه، بلکه طب خواند. رحمان متوجه حضور جمال در شفاخانه شده، و با دادن هزار افغانی رضايت نوروز را بدست آورد، اما جمال از شکايت او به مقامات امنيتی گفت.  | | | رحمان متوجه حضور جمال در شفاخانه شده، و با دادن هزار افغانی رضايت نوروز را بدست آورد. |
هارون و سکينه موقع برگشت از چاه آب به خميه متوجه مرغهای همسايه شدند که به خيمه شان داخل شده و تمام مواد غذايی شان را به هم زده است. سکينه برای رونق کسب و کارش از بازار تکه چادر خريداری کرد و قصد گلدوزی آنرا داشت تا به بازار برده بفروشد . |