از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
 | | | نجيبه از قدير خواست تا با دوای مسکن نه ، بلکه با تدبير ريشه اختلال عصبی اش را دريابد. |
نوروز از شکم دردی شکايت داشت و علت آنرا چپلی کبابی دانست که جمال آورده بود ، جمال حرف وی را رد کرد و شکم دردی وی را به زخم سرش نسبت داد. عباس و مختار قصد برگشت به شهر خود را داشتند ، مختار از گرفتن شصت زبير خوش بود ولی عباس شصت دو شاهد را در سند ضروری دانست. عباس از سفر برگشته نزد رحمان رفت ، رحمان از بابت فوت مامای عباس به او تسليت گفت و از حل شدن قضيه نوروز به عباس مژده داد. بی بی ، قدير را به شفاخانه برد و از افراط وی در خوردن دوا به نجيبه حرف زد ، نجيبه دوای قدير را ديد و آنرا مسکن اعصاب خواند. نجيبه از قدير خواست تنها به خوردن دوای مسکن اتکا نکرده، بلکه ريشه اختلال عصبی اش را دريابدکه همانا نداشتن اولاد است.  | | | نوروز از شکم دردی شکايت داشت و علت آنرا چپلی کبابی دانست که جمال آورده بود |
رحمان برای تحويل گرفتن حويلی نزد نجيبه آمد و با ديدن لکه به در و ديوار ناراحت شد. سکينه گوشی را گرفت تا با زبير صحبت کند ولی تلفن را قطع کرد. شب هنگام سکينه مصروف گلدوزی چادرها بود ، هارون از وی خواست گلدوزی را متوقف سازد تا وی ارام بخوابد . |