از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
 | | | نجيبه به قدير مشوره داد که به عوض گرفتن دوای اعصاب، تداوی عقامت کند. |
نجيبه به قدير مشوره داد که از خوردن دوای اعصاب دست کشيده مشکل عقامتش را تداوی کند تا از تمام رنج ها نجات يابد. سکينه با وجود تلاش زياد موفق به فروش و بازار يابی چادرهای گلدوزی شده نشد، وی از اين رو خيلی مشوش به نظر می رسيد. داکتران نوروز را از شفاخانه مرخص کردند، نجيبه وی را به مراقبت از زخم و رعايت حفظ الصحه توصيه کرد. نوروز برای احوال گيری مادرش، قصد تيلفون کردن داشت، اما جمال مانغ او شد، ممکن پدرش از وی پول مطالبه کند. روز دگر جمال، نوروز را برای تفريح به سينما برد، آنها از ديدن فلم خوش بودند که جمال، پيکی را در حال عبور از سرک ديد.  | | | سکينه با وجود تلاش موفق به فروش دستمال و پيراهن های گلدوزی شده اش نشد. |
بی بی از دادن يک جوره لباس قدير به گدايگرياد کرد، قدير ناراحت شد زيرا نسخه و يک قلم دوايش در جيب لباس اش بود. |