 | | | جانداد از سيد محمد تقاضا کرد که تخم اصلاح شدۀ زراعتی را از نزد دهقان با تجربه بخرد. |
گل محمد به پريگل گفت که گندم آنها برای کشت مناسب نيست. پريگل از او خواست درتلاش تخم اصلاح شدۀ بذری شود. پريگل درمورد تخم نامناسب، سيدمحمد را ملامت کرد. جانداد از وی خواست تخم اصلاح شدۀ زراعتی را از دهقانی با تجربه يی بخرد. در شب خينۀ ناظر، شکيبا وحميده بيت خواندند، اما روز عروسی ناظر، گلاب شاه با وارخطايی رسيده عروسی را متوقف کرد. بی بی گل به خاطر وفات بهادرشاه پسر ش ، عزادارشد و گلالی گفت کاش بهادر شاه از کلينيک فرارنمی کرد تا تداوی می شد. ملا ضمن اين که از مردم خواست از کشت و قاچاق مواد مخدر بپرهيزند، پختن غذا و مصارف بيجا رانيز تاسه روز درخانۀ مرده دار ناجايز دانست.  |  شب خينۀ ناظر، شکيبا وحميده بيت خواندند، اما عروسی متوقف شد.  |
گلالی درحال تسلی بی بی گل بود که حميده آمده اظهار داشت که دستهای ماه جبين درخون غرق است. |