بابه اسلم رحيمداد را ملامت کرد که گوسفندش درفصل ديگران داخل شده است. وی علت را تشويش به خاطر سفر قاچاقی الله داد به خارج خواند. ناظر گلدان های گل را در دو طرف راه حويلی گذاشته به حميده گفت از رفتن سرورخان در رابطه با عروسی خود به خانۀ خسرش ياد کرد. حميده باشوخی، انتظار ناظر را بيهوده خواند، زيرا ممکن گلاب شاه پيشنهاد سرور را نپذيرد. ناظر گفت درآن صورت اميدش برای ابد قطع خواهد شد. سرور از پذيرفتن پيشنهاد عروسی ناظر را به وسيلۀ گلاب شاه، مژده داد. ناظر خوش شده به رقص وپايکوبی پرداخت. سرورخان به رحيمداد دستور داد تا مواد مورد ضرورت پخت وپز عروسی ناظر را برآور نمايد. ثمرگل از ديدن بهادرشاه با حالت زار درکنارکثافت دانی به نسيم خبر برد. نسيم از فرار او از کلينيک گفته از سرگردانی مادرش برای او ياد کرد. |