ثمرگل مژده داد که بهادرشاه درحال نشه زير دکان شان پيدا شده. نسيم با خوشی تصميم گرفت که او را به خانواده اش تسليم کند. ثمرگل ونسيم خواستند بهادرشاه را به خانه اش ببرند، اما جانداد حالت او را وخيم خوانده پيشنهاد کرد وی را به کلينيک ببرند . سر بهادرشاه مجروح شده بود، به کمک نسيم در اتاق عاجل بستر شد، داکتر هم زخم وی را وخيم خواند. نسيم به گل محمد از آمدن يکی از کارکنان آگاهی دهندۀ انتخابات، گفته که آنان بايد به شخص صادق، دلسوز وبا تجربه رأی دهند. گل محمد گفت که درهر5 سال انتخابات رياست جمهوری برگزار می شود،اما اين بار انتخاب شورای ولايتی همزمان با آن صورت می گيرد.  | | | ثمرگل مژده داد که بهادرشاه درحال نشه زير دکان شان پيدا شده. نسيم او را به خانه اش می برد. |
سيد محمد از پريگل خواست تا تمام زنان قريه را تشويق کند به شخص مورد نظر وی رأی دهند. گل مکی از عابده خواست يکی از تربوز های فاليزش را برای خوردن بياورد، ولی عابده تربوز ها را خام خواند. گل مکی توجه عابده را به پژمرده شدن بته های تربوز فرا خواند،عابده آن را از اثر تشنگی خوانده گفت نوبت آب شان هم دور است. |