رحيمداد که به خاطر رفتن قاچاقی الله داد به خارج، پريشان است، تصميم گرفت به جستجوی او به ولايت رود تا اگر بتواند جلو رفتن او را بگيرد. رحيمداد به اکبر گفت به منظور جستجوی الله داد، آدرس بعضی از قاچاقبران را گرفته است. شکريه از سميع الله خواست نزد رحيمداد رفته به اصلاح سر خود بپردازد، فتح خان مانع او شد، زيرا رحيمداد به ولايت رفته است. مجيد از زياد شدن رمۀ قمبر گل تعجب کرد، قمبرگل از يکجا شدن گوسفندان رحيمداد با رمۀ خودش گفت. پری گل از چاق شدن وصحتمندی اميد اظهار خوشی کرد، فاطمه اظهار داشت که بنا به مشورۀ داکتر، علاوه بر شير، غذای ممد هم برايش می دهد.  | | | رحيمداد به خاطر رفتن قاچاقی الله داد به خارج، پريشان است به جستجوی او به ولايت رود |
عابده در بازار ولسوالی به گل محمد از آفت تربوز هايش گفت و اکنون آمده است تا دوای ضد آفات زراعتی خريداری کند. گل محمد گفت که باوجود وارسی از کشت، بازهم فصل به آفت گرفتار می شود، ولی به عابده اطمينان داد با استفاده از دوا مشکل او رفع خواهد شد. |