فاطمه تب شديد دارد . زرمينه تکه يی را در آب يخ مرطوب کرده ،بالای پيشانی اش گذا شت که تا زمان رسيدن به کلنيک صحت وی بدتر نشود. داکتر تب فاطمه را گلودردی وانمود کرد که حين خانه تکانی برايش پيدا شده بود و به جانداد توصيه کرد که مريضان ايدز نبايد کارهای ثقيل را انجام دهند. داکتر در روزنامه خبری را خواند که در آن از وارد شدن دوای بلند بردن مقاومت وجود مريضان مبتلا به ايدز سخن رفته بود. گلالی مژدۀ دوای جديد ايدز را به فاطمه رساند ، ولی علاوه کردکه فعلاً اين دوا در کلنيک موجود نيست وآنان دراين مورد از داکتر کلنيک بپرسند. الله داد زمانی رمه را به چرا می برد ، متوجه شد که يکی از گوسفندان به زمين افتاده و از دهن آن کف خارج شده است . رحيمداد تصور کردکه گوسفند آنان را مار گزيده ولی بعد اً معلوم شد که با خوردن مقدار زياد آرد ، دم کرده است.  | | | مريضان ايدز نبايد کارهای ثقيل را انجام دهند. |
کريم مهارت های لازم را درزمينۀ داينموی برق فراگرفت و می توانيست لاين های برق را تمديد نمايد. بابه اسلم کار برق راخطرناک وانمود کرده ، وی را درزمينه به احتياط فراخواند. |