وقت وقوع زلزله شمس خواب بود دراين اثنا ساعت ديواری خطاخورده، او را زخمی ساخت. غتی با تکۀ پاک زخم اورا بسته کرد. جانباز با مطلع شدن از حادثه درمورد شمس پرسيد. غتی از انتقال شمس به کلنيک خبر داد. شفيقه لب چشمه از مريضی فاطمه در اثر کار های خانه به زنان قريه گفت. عا طفه اورا مبتلا به ايدز دانسته، انجام کارهای ثقيل را برايش خطرناک خواند. فاطمه در اثر تب شديد هذيان می گفت که ناگهان از هوش رفت. شفيقه هرقدرتلاش کرد به هوش نيامد و به سختی وارخطا شد.  | | | هنگام وقوع زلزله شمس خواب بود.درين اثنا ساعت ديواری خطاخورده، او را زخمی ساخت. |
نسيم درموردفوايد سپورت با ثمرگل حرف می زد، ثمرگل مفکورۀ ايجاد يک تيم وا ليبال مرکب از جوانان بازار ولسوالی را به اوپيشنهاد کرد. نسيم از تصميم ايجاد يک تيم واليبال در بازار ولسوالی به وسيلۀ خود و ثمرگل ياد کرد . گل محمد با خوشی از اقدام آنها استقبال کرد. |