از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
 | | | حميده، لب چشمه متوجه شد چند نفر ناظر را دست وپا بسته با خود می برند. |
فاطمه از ترس انتقال مرض ايدز به طفلش شير نمی دهد، اما پری گل، اين کار را باعث ضعيف شدن طفل خواند. اميد اسهال است، حين تبديل کردن لباس های اميد شفيقه و جانداد به فاطمه گفتند تا هرچه زود تر پسررا نزد گلالی ببرد. غفار در بازار ولسوالی از گلخان خواست داينموی را تا ده بالا ببرد، چون مال قريه بوده به همکاری مؤسسۀ همکار خريداری شده است. بابه اسلم از رسيدن داينمو به ده بالا اظهار خوشی کرد، غفار به گل مکی مژده داد به زودی درقريۀ شان برق می آيد. حميده، لب چشمه، خواست دوبيتی بی آاموزد تا درعروسی ناظر بخواند، ولی متوجه شد چند نفر ناظر را دست وپا بسته با خود می برند.  | | | غفار در بازار ولسوالی از گلخان خواست داينموی را تا ده بالا ببرد. |
سرور خان اختطاف ناظر را کار ملک آدم خان دانسته با خشم، تفنگ خود را برداشته به قصد جان آدم خان از خانه برآمد. سرور خان با افراد مسلح خود راهی قريۀ سربند بود، ولی بابه اسلم از آنها خواست تا معضلۀ موجود را از طريق مسالمت آميز حل کند. |