از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
فاطمه که اميد را باشير پودری تغذيه می کرد به شفيقه گفت، کاش به ايدز مبتلا نمی بود تا می توانست گرسنگی طفلش را با شير خودش مرفوع می کرد. زرمينه تصور می کرد ممکن گريۀ اميد، ناشی از دل دردی باشد، لذا توصيه کرد به او جوانی و باديان بخوراند. غتی به عابده گفت بالای پشته های فاليز تربوز ترکاری زودرس بکارد، زيرا تازمانی که بته های تربوز بزرگ شود، حاصل ترکاری برداشته می شود. عابده از پری گل تخم ترکاری زودرس خواست، زيرا می خواهد دريک وقت از يک فصل دوحاصل بردارد. الله داد با رفتن نزد قاچاقبر، گوسفندانش را رها کرده بود، کريم گفت ممکن گوسفندان، خانه رفته باشند، اما الله داد از ترس پدرخانه رفته نمی تواند.  | | | زرمينه گريۀ اميد را ناشی از دل دردی خوانده توصيه می کند تا به او باديان بخوراند. |
الله داد از پدرش خواست برای بهبود زندگی وی را خارج بفرستد، اما رحيمداد اين کار را خطرناک خواند. کريم از الله داد خواست که هرچه زود تر برای رفتن به خارج آماده شود. الله داد ازنارضائيتی پدرش گفت، ولی کريم اورابيشتر ترغيب کرد. |