 | | | غفار به عابده پيشنهاد کرد، پول فروش نهال هايش را در دکان او سودا بياندازد. |
اکبر و عابده برای خريد نهال نزد عابده آمدند، اما وی جز چند نهال محدود ندارد،عابده گفت اکثر نهال هايش را در ده بالا وده پايان فروخته است. غفار به عابده پيشنهاد کرد پول فروش نهال هايش را در دکان او سودا بياندازد تا برايش مفاد بياورد. غتی برای گذاشتن ظروف چينی، مصروف ساختن رف درديوار خانه بود، لعلباز از خطر افتادن آنهاگفت، غتی پيشنهاد کرد تا الماری بخرند. مجيد گوسفندان ناظر را خانۀ آدم خان آورد تا در بدل آن اسپ گروگان سرورخان را برهاند. سمندر، مجيد را شخص فريبکار وغير قابل اعتبار خواند.  |  مجيد گوسفندان ناظر را خانۀ آدم خان بردتا اسپ سرورخان را برهاند  |
سرورخان با ناراحتی به گلالی گفت که ناظر به بهانۀ پيداکردن اسپ، خود را غيب زده، بابه اسلم از سرورخان خواهان کمک شد. مجيد درخانۀ ملک آدم خان، ناگه متوجه شد اسپ گروگان گرفتۀ سرورخان موجود نيست. |