پريگل از پيشنهاد احداث برق توسط نمايندۀ خانواده ها خوشحال است و عاطفه از فيصلۀ نهايی حرف می زند که در آخر به عمل خواهند آورد. رحيم از فيصله احداث برق خبر داد و انجنيرولی از موظفين خواست تا مصارف آن را بسنجند. قمبر گل جاهای تخم گذاری ملخ ها را به الله داد نشان داد. اکبر به سرورخان به خاطر ازبين بردن تخم های ملخ ،پيشنهاد اشر کرد. ناظر، حين قطع شاخۀ درخت، خمچه ها را برای از بين بردن ملخ ها مفيد خواند. رحيمداد در انديشه بود که هرگاه ملخ ها از تحم برآيند، علفزار ها را ازبين خواهند برد و گوسفندان او از گرسنگی خواهند مرد.  | | | پريگل از پيشنهاد احداث توسط نمايندۀ خانواده ها خوشحال است. |
رحيمداد با وارخطايی به سرورخان از موجوديت تحم های ملخ درقريه گفت. سرورخان اورا وظيفه داد که برای تصميم گرفتن دسته جمعی، بزرگان قريه را خبر دهد. غتی در گرين هوز خود به عابده ، ترکاری های زود رسی را که اخيراً کاشته بود ، نشان داد وعلاوه کرد که چند روز بعد حاصل آن را بر می دارد. |