عاطفه از گرم بودن هوای داخل تونل پلاستيکی غوتی حيران شد. غوتی گفت در اوايل ماه حوت در آن ترکاری می کارد و در شروع بهار حاصل می بردارد. عاطفه به شاپيری از گرين هوز غوتی گفت قبلاً درآن قلمه های گل مرسل کاشته بود که ازفروش آن هم مفاد زياد به دست خواهد آورد. غفار از آمدن متخصصين موسسۀ همکار درقريه به گل مکی خبر داده افزود که آنها برای اعضای شورای قريه، طرق پيشبرد امور شورا را آموزش می دهند. گل محمد به خانۀ فتح خان آمد تا گل خان، گاو مريضش را به وسيلۀ تراکتور خود به کلينيک حيوانی انتقال دهد. فتح خان از برنگشتن گلخان از ولايت گفت. گل محمد تعجب انگيز ازديدن وی در بازار ولسوالی خبر داد.  | | | سرانجام، فتح خان، پسرش را در ورکشاپ موتر پيدا کرد که برای ترميم تراکتور خود آمده بود. |
فتح خان از اين رهگذر مشوش شد. شکريه از او خواست هرچه زودتر به جستجوی او بپردازد. فتح خان به جستجوی گلخان شتافت. نسيم به فتح خان گفت به ترميم گاه موتر، کلينيک و هدۀ موتر ها رفته بپرسد، سرانجام، فتح خان، پسرش را در ورکشاپ موتر پيدا کرد که برای ترميم تراکتور خود آمده بود. |