جانداد با پای مصنوعی و چگس هايش با زحمت به دکان آمد، ثمرگل از او خواست تا به علاج اساسی آن بپردازد. سمندرعلت تکليف جانداد را پرسيد، جانداد خود را ملامت کرد که اگر به تمرين بيشتری با پای مصنوعی می پرداخت حال دچار تکليف نمی بود. وی قبل از رفتن به شفاخانۀ معيوبين از ناحيۀ دکان مشويش بود، اما ثمرگل به او اطمينان داد. شمشير خان از آمدن تفتيش های حکومتی بالای زمين فابريکۀ خود به آدم خان گفت. آدم خان به اوقول داد تا در رابطه معلومات حاصل کند. اختر محمد حين روشن ساختن حدود زمين اش به آدم خان اخطار داد، عنقريب غاصبين زمين او به سزای اعمالشان می رسند.  | | | پلوشه از سوراخهای متعدد روی زمين درچراگاه به اکبر گفت . |
پلوشه درچراگاه متوجه سوراخهای متعدد روی زمين شد که اطراف آن خاک نرم به چشم می خورد، اکبر سوراخ ها را محل تخم گذاری ملخ ها خواند. وی گفت درآينده ملخ ها باعث بربادی کشت شان خواهد شد و سمندر از بابت جلوگيری آن اظهار پريشانی کرد. |