از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
 | | | گلدسته لباس می شويد، اما بی بی وی را متهم به تنبلی کرده، طعنه می زند. |
زبير و هارون در حال بازی با ويديو گم اند، سکينه با ديدن زبير درخيمه متعجب شده او را به فرار از مديريت معارف متهم می کند. صبح ، جمال نوروز را بيدار می کند تا هرچه زود تر راهنما را ترک گويد تا رحمن خبر نشود، جمال به جستجوی کليد است که دروازه تک تک می شود. رحمن پس از دريافت علت ديرباز کردن دروازه، دنبال نان می رود، جمال با عجله نوروز را از زير ميز کشيده از راهنما اخراج می کند . بی بی با بی پروايی از سرک رد می شود تا راهی مديرت برق شود که موتر با سرعت نزديک می شود، اما نجيبه وی را نجات می دهد. پيکی از نجيبه سبد مهره بافی شده سکينه را می خواهد، نجيبه انکار می کند، ولی پيکی از دکان انتيک فروشی پدر همصنفی اش ياد می کند. گلدسته لباس می شويد، بی بی از موجوديت لباس های ناشسته اش در داخل تشت خشمگين شده گلدسته را بر بی اولاد بودن طعنه می زند.  | | | صبح ، جمال نوروز را بيدار کرد زود تر راهنما را ترک گويد تا رحمن خبر نشود. |
دلاور با موتر عباس در حال تعقيب موتر سرخ رنگيست، عباس که دست و پاچه شده به جای تند رفتن به عقب می راند. عباس در موترش به موسيقی گوش داده است که مختار از آوردن شی قيمتی خبر می دهد که مشکل موتر وی را حل می کند. |