از در امه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
بی بی برای يافتن مزدورکار در چهاراهی با نوروز مقابل شده از وی خواست سراچه وی را ترميم کند، نوروز از مهارت کارش به او اطمينان می دهد. نوروز در سراچه مشغول کار است و بی بی پيوسته بر کار وی ايراد گرفته انجام کار را دوباره می داند، نوروزادعای وی را بی جا می خواند. نوروز از بی بی می خواهد تا شب را در سراچه سپری کند، بی بی باارائه بهانه ها عذر آورد. زبير بعد از ترک خيمه در خرابه خوابيد. مختار با پرخاش وی را نوروز صدا زده بيدار می کند که اين عمل منتج به خشم زبير می شود. هارون و سکينه در مورد مشکلات خيمه با هم حرف می زنند، ناگه صدای به گوش می رسد، سکينه بيم دارد مبادا دزد آمده باشد.  | | | هارون و سکينه در مورد مشکلات خيمه با هم حرف می زنندکه صدای به گوش می رسد. |
جمال با تعجب از دادن يک خانه به دو نفر از معلومات می خواهد، رحمن ترفند را جز کارش دانسته از جمال می خواهد از اين به بعد هشيار باشد. عباس برای گرفتن جواز سير موترش نزد دلاور به ماموريت پوليس آمده ، دلاور از وی به صورت غير مستقيم خواهان رشوت می شود. |