|
سال اول: هفته هشتم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شهرکهنه، آرزو های نو: زبير سگ ويلگردی را برای ساعتتيری به خيمه آورده است، سکينه وی را نکوهش می کند که خيمه جای سگ بازی نيست. سگ بر هارون حمله می کند، سکينه با وارخطايی پس رهانيدن هارون از چنگ سگ، متوجه جاری شدن خون از پای هارون شده وی را به شفاخانه می برد. داکتر نجيبه مصروف پانسمان پای هارون است، وی پس از فهميدن علت، مشوش می شود تا مبادا سگ ديوانه پای وی را گزيده باشد. عباس جهت مطالبه پول پيش پرداخت کرايۀ خانه به راهنمای معاملات رحمن آمده، اما رحمن از خراب شدن خانه سخن می زند. جمال به خاطر بلند رفتن کرايه، اتاق خود را ترک کرده است. وی از رحمن می خواهد تا اجازه خوابيدن را در راهنمای معاملات برايش دهد.
نوروز پس از باز پرسی پوليس بی گناه ثابت شده رهامی شود، وی شب را در مسجد سپری می کند، اما عباس از گم شدن فرش مسجد خبر می دهد. بی بی از درد پايش ناله سر داده، گلدسته، می خواهد وی را به شفاخانه ببرد، اما بی بی داکتران را قصاب خوانده، می خواهد نزد شکسته بند برود. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||