 | | | بی بی در مورد کار مزد ورکار معلومات می خواهد که صدای افتيدن چيزی به گوش می رسد. |
داکتر با ديدن زخم پای هارون، پانسمان دوباره را ضروری نمی داند. سکينه از زبير می خواهد اسناد مکتبش را در وزارت تکميل کند. نجيبه به آمريت برق می رود، زيرا مامورين برق قيمت صرفيه برق را بيشتر از مصرف آن در کتابچه نوشته اند . بی بی پس از پانسمان دستش به خانه برگشته از گلدسته در مورد کار روز مزد معلومات می خواهد که ناگه صدای افتيدن چيزی به گوش می رسد. گلدسته از بی بی اجازه رفتن به خانه پدرش را می گيرد، اما وی مانع می شود، خود جهت دريافت کرايه نشين به راهنمای معاملات می رود. بی بی در راهنمای معاملات از ترميم سراچه به رحمن اطمينان می دهد، جمال از پيدا شدن دو کرايه نشين با پول پيش پرداخت به وی مژده می دهد.  |  گلدسته از بی بی اجازه رفتن به خانه پدرش را می گيرد، اما وی مانع می شود  |
مختار از يافتن انگشترطلا به عباس خبر می دهد از سوی دگر رحمن جواز سير موترعباس را از پوليس گرفت، اما خواهان مطالبه پول بيشتر از عباس شد. |