از برنامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
 | | | گلدسته از تماشای تلويزيون لذت می برد، بی بی با خشم ساکت را می کشد. |
زبير از مديريت معارف به خيمه بر گشته با عصبانيت اسنادش را به زمين زد، زيرا مديريت معارف اسناد را ناتکميل خواند. نجيبه با تکسی عباس سوی خيمه می رود، ولی عباس باعث آزار وی شده و خود را بيمار قلب می خواند، نجيبه به رسم اعتراض از تکسی پياده می شود. سکينه از نجيبه در خيمه پزيدايی کرده لباس دوخته شده اش را می آورد ، نجيبه با ديدن سبد مهره بافی متعجب می شود. عباس از رحمن خانه ای با امکانات خوب کرايه خواست، رحمن با تمسخر کار کرد يک ساله عباس را معادل کرايه يک ماهه چنين خانه خواند. رحمن، جمال را خانه بی بی می فرستاد تا از سراچه وی باز ديد کند. جمال در سراچه بی بی نزديک ترين دوست دوران کودکی اش را می بيند. نوروز، جمال را در آغوش گرفته از خوشی می گريد، بی بی با ديدن اين صحنه متحير می شود.
 | | | عباس از رحمن خانه با امکانات خوب کرايه خواست، رحمن آنرا فراتر از تواندنش خواند. |
رحمن از بابت آمدن جمال به راهنمايی معاملات ناراحت است، جمال از باز ديد دقيق از سراچه و بام آن به رحمن حرف می زند . گلدسته از تماشای برنامه اطفال در تلويزيون لذت می برد ، بی بی بر وی خشمگين شده ساکت تلويزيون را می کشد، گلدسته از سوختن تلويزيون به بی بی می گويد. |